الشيخ المنتظري

68

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

« بَلَى ! وَاللَّهِ لَقَدْ سَمِعُوهَا وَوَعَوْهَا ، وَلكِنَّهُمْ حَلِيَتِ الدُّنْيَا فِى اَعْيُنِهِمْ ، وَرَاقَهُمْ زِبْرِجُهَا » ( بله به خدا قسم اين آيه را شنيده اند و حفظ هم كرده اند ، و لكن اين سه دسته كه اين كارها را مى كنند دنيا در نظرشان زيبا جلوه داده شده ، و زيور دنيا اينها را ربوده است . ) « وَعى » به معناى حفظ است ; « حَلِىَ ، يَحْلى » يعنى زيبا جلوه داده شده ; « زبرج » يعنى زيور ; « راقهم » يعنى « اعجبهم » يعنى اينها را به عجب انداخته است . خلاصه اين كه پست و مقام دنيا و زر و زيور دنيا باعث شده كه اين گروهها متكبّرانه عمل كنند و عليه حضرت على ( عليه السلام ) قيام كنند و طبق آيه قرآن عمل نكنند . چرا حضرت على ( عليه السلام ) بعد از عثمان خلافت را پذيرفت ؟ « أَمَا وَالَّذِى فَلَقَ الْحَبَّةَ ، وَبَرَأَ النَّسَمَةَ » ( آگاه باشيد قسم به آن خدايى كه دانه را شكافت و روح انسانها و حيوانات را خلق كرد ) « نَسَمَة » از مادّه « نسيم » است ، و « روح » از مادّه « ريح » است . مى گويند : حيات و نفس انسان و حيوان به واسطه روح بخارى و باد به وجود مى آيد . « روح » را مى گويند « نسمة » يعنى چيزى كه به واسطه نسيم و باد محقّق شده است . « لَوْلاَ حُضُورُ الْحَاضِرِ ، وَقِيَامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ » ( اگر نبود حاضر شدن اين حاضرين - كسانى كه براى بيعت با حضرت جمع شده بودند - و اگر نبود تمام شدن حجّت بر من به واسطه وجود ناصر و ياور ) اين بيان حضرت در وقتى است كه مردم آمده اند با آن حضرت بيعت كنند ، لذا مى فرمايد : اين كه من در زمان خلفا ساكت بودم به خاطر نبودن ياور بود ، اما الآن با بودن اين كسانى كه آماده اند مرا يارى كنند بر من حجّت تمام شده است . « وَمَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَمَاءِ انْ لاَيُقَارُّوا عَلَى كِظَّةِ ظَالِم ، وَلاَ سَغَبِ مَظْلُوم » ( و اگر نبود پيمانى كه خدا از علما گرفته كه ساكت نمانند و بى تفاوت نباشند بر پُرى شكم ظالم و گرسنگى مظلوم )